
مورد عجیب مکی در سال 1695 در بریتانیا رخ می دهد. اما شهرت آن بیشتر به سبب وقایع بینهایت مخوف ان است که توسط کشیش و 14 تن از اعضای با نفوذ آن دوران کتوب شده است و حتی در دانشنامه بریتانیکا نیز به ثبت رسیده و هیچ شخصی تا کنون موفق نشده صحت مطالب را زیر سوال ببرد در آن دوران شایعاتی پیرامون تسخیر شدگی ملک مذکور از مدتها پیش وجود داشته ولی خانواده مکی تا آن زمان هیچگونه تجربه رویارویی با وقایع ماورایی نداشتند. صبح فوریه 1695 آقای مکی متوجه شد که افسار گاو هایش پاره شده و تماما آزاد شدهاند. وی تعجب کرد و آن شب را تا صبح بیدار ماند. شب بعد هم مجددا گاو ها به طور مرموزانه ای آزاد شده بودند و عجیب تر آنکه این بار یکی از آنها در ارتفاعی با تیرک چوبی بسته شده بود که پایش به زمین نمیرسید در صورتی که هیچکس قادر نبود چنین عملی را انجام دهد و نگرانی مکی بیشتر شد. اندکی بعد از این اتفاق، خانواده وحشت زده تحت بارش رگبار سنگ قرار گرفت و علیرغم تفحص بسیار هرگز منبع آن یافت نشد اثاثیه منزل ناپدید و سپس در جاهایی غیرمعمول پیدا میشد و کودکان مکی در نیمه های شب توسط دستانی نامرئی کتک میخوردند. بدترین قسمت این بود که خانه و اصطبل خود به خود آتش میگرفت و اثاثیه به خاکستر تبدیل میشد. شاهدین به شدت مورد اصابت سنگ واقع میشدند و آن روح لباس اشخاص را میگرفت و آنها را روی زمین میکشید و حین اجرای مراسم نیایش خانوادگی با تکه های آتشین کلوخ مورد حمله قرار گرفتند و یک مرتبه موجودی شبیه به انسان که به نظر میرسید متشکل از کپه ای لباس باشد ظاهر شد در حالیکه میغرید و میگفت: زمانی… زمانی. تلاش هایی بی ثمر جهت اجرای جن گیری انجام شد ولی تمام حضار به علت بارش تکه های سنگ مجروح شدند. سرانجام همسایگان بحدی ترسیدند که از کشیش محلی، رورند الکساندر (Reverend Alexander Telfair) کمک خواستند. وی در نوشته هایش آورده که: آن اهریمن سنگ و چیزهای دیگر به سوی من پرتاب میکرد و به حدی محکم به من ضربه میزد که دیگران صدای ضربات را میتوانستند بشنوند خانم مکی در آستانه در منزل مقدار اندکی استخوان پیدا کرد که لا به لای تکه ای گوشت پیچیده شده بود که به قتل و جادوگری شک بردند. در 8 آوریل یکی از نمایندگان کلیسا پیشنهاد داد تمام اطرافیان به بقایای قربانی دست بزنند و بدین طریق شخص خاطی شناسایی خواهد شد. این ایده اجرا شد ولی بی حاصل بود در 8 آوریل مراسم جن گیری آغاز شد که عوامل اجرایی بعد ها عنوان کردند که روح آنها را در هوا معلق نگهداشته بوده و گلوله های آتشین کود بسمتشان پرت شده. خانه مدلم میلرزیده و یک حفره عمیق در کف آن به وجود آمده بود. مراسم 2 هفته به طول انجامید که در جمعه 26 آوریل صداهایی به شدت مرعوب کننده آنها را مورد نفرین قرار داد و بیان کرد که همگی را به جهنم میفرستد و تا سهشنبه مزاحمت ها ادامه میابد. سهشنبه، 1 می، یک ابر تیره در گوشه انبار ملک مکی پیدا شد و رفته رفته بزرگتر شد به حدی که کل محوطه را فراگرفت و نهایتا کپه های از گل از آن تراوش کرد که به سر و روی حضار شوکه شده ریخت و از آن پس این فعالیت ها متوقف شد و دیگر هیچگونه اتفاق غیرعادی در آن حومه گزارش نشد.