

عمارت آن استِریت (Ann Starrett) یک عمارت دوست داشتی است که در سال ۱۸۹۹ و به سبک ویکتوریایی احداث شد. این خانه توسط فردی به نام جرج استریت برای همسر جدیدش «آن» تهیه و تدارک دیده شد.
آنها در این عمارت سالها با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند و مدتها پس از مرگشان نیز این خانه در تملک این خاندان باقی ماند. اما این عمارت را باید محلی مناسب و جالب توجه برای نمایش فعالیتهای ماورایی و عجیبی دانست که شماری از آنها مستقیما به ارواح جرج و آن نسبت داده میشوند.
با این حال این دو تنها ارواح ساکن این ملک نیستند. ظاهرا روح پرستاری که آنها برای مراقبت از تنها فرزندشان «ادوارد» استخدام کرده بودند نیز همراه آنها در این عمارت حضور دارد. روح جرج و آن در گوشه و کنار خانه مشاهده شده، اما روح پرستار هم مشاهده و هم احساس شده است. او معمولا خشنود است، اما گاهی میتواند نسبت به برخی از افراد کمی پرخشگر باشد. روح این پرستار بهعنوان عامل اصلی افتادن تصاویر از دیوار، ورق زدن کتابها و همچنین ایجاد یک نقطه سرد در خانه شناخته میشود.

عمارت موریس جامل (Morris-Jumel) در نیویورک را باید یک از مکانهای مهم در تحولات تاریخی رخ داده در زمان انقلاب آمریکا دانست. این خانه در سال ۱۷۶۵ توسط یک افسر ارتش بریتانیا ساخته شد، مردی که بعدها نقشی مهم در جنگهای این انقلاب مهم ایفا کرد. حتی گفته میشود که در برههای از زمان، جرج واشنگتن از این ملک بهعنوان مقر اصلی خود استفاده کرده است.
به همین خاطر چندان عجیب نیست که شاهد فعالیت ارواحی خستگی ناپذیر در این ملک هستیم. افرادی که بارها در این عمارت مشاهده شدند و بر اساس شواهد موجود، به نظر میرسد متعلق به همان دوره یا چند دهه بعد از آن باشند. مالک بعدی این ملک زنی به نام «الیزا جامل» (Eliza Jumel) بود که ظاهرا هم روح او و هم روح دو همسرش نیز در این خانه به حضور خود ادامه دادهاند.
البته ملاقات با ارواح ساکن این ملک باعث ترس و وحش افراد شده و دستکم تاکنون دو قربانی برجای گذاشته است. مثلا یکبار یکی از بازدیدکنندگان وقتی سربازی را دید که از یک نقاشی دیواری بیرون میآید، از شدت وحشت بیهوش شد. از سوی دیگر یکی دیگر از بازدیدکنندگان با دیدن یکی از ارواح ساکن خانه دچار حمله قلبی شد.

قلعه سوئر (Sauer Castle) در سال ۱۸۷۱ توسط «آنتون سائر» ساخته شد که اصالتا اهل استرالیا بود. این خانه زیبا در ایالت کانزاس اما هماکنون مدتها است که متروکه شده و از دوران باشکوهش فاصله گرفته است. البته این سرنوشت چیز عجیبی نیست، آن هم برای خانهای که به واقع محل وقوع رویدادهای ناخوشایندی تلخی بود.
برای چندین نسل این عمارت در تملک اعضای این خانواده بود و در عین حال بسیاری از تراژدیهای خانوادگی که گریبان این خانواده نگونبخت را گرفت، در همین عمارت به وقوع پیوستند. دو نفر در این خانه دست به خودکشی زدند، نفر بعدی دخترکی کوچک بود که در استخر واقع در این ملک غرق شده و جان داد. بد نیست بدانید مالک اصلی هم در همین خانه دار فانی را وداع گفت.
با این همه مرگ و میر، فضای این خانه چندان روی صلح و آرامش را به چشم ندیده است، در عوض بستری مناسب فراهم شده تا فعالیتهای ماورایی و غیر قابل توضیح ابراز وجود کنند. اغلب در این مکان صداهای ماورایی و عجیب به گوش میرسند، خندههایی که در فضا میپیچید، فریادها و صدای ناله و گریستن، در حالی که درها خود به خود باز و بسته میشوند. عدهای حتی ادعا کردند که حین حضور در این ملک احساس میکردند کسی به آنها چشم دوخته است، اشیا خود بخود تکان خوردهاند، یا بهصورت کاملا ناگهانی و با خشونت بهسمت آنها پرتاب شدند.
ادامه دارد